الهه انتقام ـ قسمت ۱۱ و ۱۲

جمعه‌ها با آسیموف همراهیم و در انتهای هر هفته، یک قسمت از رمان علمی تخیلی «الهه انتقام»، نوشته‌ی ایزاک آسیموف را با هم می‌خوانیم.

در فضای جاری رمان علمی تخیلی الهه انتقام (در زبان انگلیسی: نمسیس)، تعداد زیادی از انسان‌های روی کره‌ی زمین برای زندگی به ایستگاه‌های فضایی پراکنده در سطح منظومه‌ی شمسی رفته‌اند و چندین نسل زندگی کرده‌اند و در این میان، یکی از ایستگاه‌ها (روتور)، با دست‌یابی به تکنولوژی سفرهای طولانی‌مدت فضایی، راهی سفری بی‌بازگشت به نزدیک‌ترین ستاره‌ای می‌شوند که خود آن را یافته‌اند: نمسیس ـ الهه‌ی انتقام!

الهه انتقام ـ ایزاک آسیموف
الهه انتقام ـ ایزاک آسیموف

در قسمت پیش، مارلین به طور سرزده بر جانوس پیت، فرماندار ایستگاه فضایی روتور وارد شد و تقاضای تبعید خودش و مادرش به اریترو را مطرح کرد.

در فصل یازدهم، جانوس پیت به آنچه گذشت فکر می‌کند و این که چطور در ابتدا مردم روتور می‌خواستند ایستگاهشان در مدار اریترو قرار گیرد و او مخالفت می‌کرد و نهایتاً هم مجبور شد به خواسته‌ی عمومی تن بدهد. اریترو از آن زمان تقریباً خالی از سکنه مانده بود و اهالی روتور تمایلی به بسط زندگانی در آنجا نداشته‌اند و جانوس پیت نمی‌داند که چرا مارلین اینچنین مشتاق زندگی در این قمر لم‌یزرع و بایر است.

در فصل دوازدهم، دکتر اینسینا، مادر مارلین، که کاشف نمسیس و رئیس ستاره‌شناسان روتور است، هم با شنیدن خبر پیشنهاد عجیب مارلین و تبعیدشان به اریترو غرق خشم و عصبانیت می‌شود. بهانه‌ی تبعید او این است که باید در مورد حرکت نمسیس به سوی زمین تحقیق کند، اما اینسینا می‌داند که فرماندار اهمیتی برای این تحقیق قائل نیست و فقط می‌خواهد چند صباحی از دست او در امان باشد و بهانه‌ی موجهی که برای این کار لازم داشته را از مارلین دریافت گرفته است.

در این میان، فقط مارلین خوشحال است که به مراد دلش رسیده و تنها یک چیز او را نگران می‌کند؛ چیزی که با قدرت خارق‌العاده‌اش متوجه شد فرماندار در مورد اریترو از او مخفی کرده ولی هنوز نمی‌داند چیست.

برای دانلود این قسمت و قسمت‌های آماده‌شده‌ی دیگر، به صفحه‌ی ویژه‌ی این کتاب بروید:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *